اهم اهم ... دلمان برایت تنگ می شود ... سال 86 ....

هیه ! حیف ! تو ... نمی دونم بگم خوب بودی یا بد بودی !

اما به هر حال این قدر خوب بودی که بگم خیلی دوست داشتم و دلم برات تنگ می شه و انقدر بد بودی که بگم حالم ازت به هم می خوره ! همون بهتر که داری گورتو گم می کنی !

هیه ... دوسش داشتم به خاطر اون سال تحویل خوبش ... به خاطر اون برفای بی نظیرش ... دلم تنگ می شه برات ... خیلی خوب بودی ! گناه داری ! طفلک ! تو میری اما من که یادم نمی ره یکی از بزرگترین آرزوهام تو این سال بر آورده شد !

اصلا هم خوب نبودی ! من که یادم نمی ره یه دوستمو ازم گرفتی !
اما نه ! خوب بودی ! آخه من یه دوست جدید تو تو پیدا کردم ...

اما بد بودی ! آخه بهترین قشنگ ترینمو ازم گرفتی ...

اما بد بودی آخه منو به یک سیب زمینی تبدیل کردی...

اما بد بودی آخه منو سنگ کردی ...

اما خوب بودی ! آخه من من علی ها و مهتاب ها رو شناختم ...

اما ... نمی دونم !نمی تونم راجع بهت نظر بدم ...

پست مزخرفی بود ... دوسش ندارم ! اما خوب خواستم بگم که شما ها هم نظرتونو راجع به این سال خوب / بد  بگین !

یک نقطه توی یک صفحه ی بزرگ سبز.

از حلقه ی دوستانش که بعد از امتحان دور هم جمع شده بودند بیرون زد. هراسان از راهروهای طولانی مدرسه گذشت. باید سریعتر خود را به در مدرسه می رساند. فقط از اینجا بیرون می زد. در هوای گرم تا حدی دم کرده ی مدرسه نمی توانست نفس بکشد. همانطور که نفس نفس می زد به تندی در مدرسه را باز کرد، و بیرون زد.

آخیش...یک نفس راحت کشید. چند قدم جلوتر رفت. چشمانش را بست و گذاشت باد خنک زنده اش کند. چنگی در موهایش زد. احساس کرد بهتر شده است. 

سرش را بالا کرد و نگاهی به زمین چمن بزرگ بیرون مدرسه انداخت. سایه ی درختها روی راه باریک میان چمنها که مدرسه را دور می زد افتاده بود. سکوت و خلوتش آنقدر هوس انگیز بود که او را بی اختیار به طرف خودش کشید. شروع به قدم زدن کرد. همه جا آرام بود. فکر کرد: "اینجا جهان آرام است". احساس کرد باد که موهایش را (فکر کرد :"موهای وحشی!") عقب می زد، انگار همه ی افکار در هم ریخته اش که تا چند دقیقه پیش داشت دیوانه اش می کرد را هم با خود می برد. احساس کرد سبک شده است.

نگاهی به سر و وضعش انداخت. بلوز سیاه، شلوار جین آبی پررنگ، همانطوری که قرار بود باشند. به زمین نگاه کرد. آهان! و کفشهای سرمه ای آل استار. خندید، فکر کرد: نکته اینجاست!کفشهای سرمه ای آل استار! خندید.

سرش را بالا کرد. نگاهش را به زمین سبزی که زیر نور آفتاب می درخشید دوخت. فکر کرد: چقدر زیباست. چیزی را به یاد آورد و خندید. اصلاح کرد: خیلی "قشنگ" است.

کم کم داشت خنک می شد. احساس کرد کمی سردش شده است. سر پیچ بعدی از سایه بیرون آمد. اولین پرتو آفتاب همه ی صورتش را گرم کرد. لبخند پهنی حاکی از رضایت صورتش را پر کرد. فکر کرد: "یک ظرف پر میوه، یک باغ پر گل، ..."...

باور نکردنی بود! چطور در عرض چند دقیقه همه چیز را فراموش کرد؟!

ابرهای پنبه ای قلمبه سلمبه را که نگاه می کرد، فکر کرد: آدمها چقدر احمقند. همانطور که دنبال طرح حیوان توی شکل ابرها می گشت، حجی کرد: د--ن--ی--ا

یک هلی کوپتر از بالای سرش می گذشت. سرش را بالا کرد و همانطور که سوت می زد، فکر کرد: الان آدمهای توی هلی کوپتر یک نقطه می بینند توی یک صفحه ی بزرگ سبز.

و آنها یک دختر دیدند، با موهای وحشی در دست باد، کفشهای سرمه ای آل استار، و چشمانی خیره به آسمان--...یک ذره آبی تر.

سنگ صبور

رفيق من سنگ صبور غم ها

به ديدنم بيا كه خيلي تنهام

هيچكي نمي فهمه چه حالي دارم

چه دنياي رو به زوالي دارم ( 1 )

مجنونم و دل زده از ليليا

خيلي دلم گرفته از خيليا

نمونده از جوونيان نشوني

پير شدم پير تو اي جووني

 

تنهاي بي سنگ صبور

خونه ي سرد و سوت و كور

توي شبات ستاره نيست

موندي و راه چاره نيست

 

اگه چه هيچ كس نيومد

سري به تنهاييت نزد

اما تو كوه درد باش

طاقت بيار و مرد باش‌(4)

 

اگر بياي همونجوري كه بودي

كم ميارن حسودا از حسودي

صداي سازم همه جا پر شده

هر كي شنيده از خودش بي خوده

اما خودم پر شدم از گلايه

هيچي ازم نمونده جز يه سايه

سايه اي كه خالي از عشق و اميد

هميشه محتاج به نور خورشيد

 


پ.ن :

1-دقيقا نمي فهمم چيه !!

2- لطفا از رو متنش نگيد چه قدر ضايع و زرده !!! خيلي باحالههه !!! مخصوصا سنتورش

3- آهنگ فيلم سنتوريه !‌
4 -  اين تيكش خيلي باحاله !!!!

5-  آهنگش تو آلبوم متاسفم محسن چاووشي هست !‌
6 – تهشه !‌

خرمگس بازی های یک خرمگس!!!

ما به شدت شاد می باشیم در این روزگاران! ما الکی خوش نمی باشیم. ما تولد دوس داشتنی می باشیم. ما بسیار ۱۴ ساله می باشیم. ما یک گارفیلد،حافظ، عروسکی به اسم گریزچه، روسری و یک عروسک توپی مانند احمق می باشیم. ما فردا جشن تولد خواهیم بود. ما کیکی در اندازه شکم گارفیلدمان خواهیم داشت. ما شمعمان را فوت خواهیم بود. قبل از شمع می گویند آرزو را در دل بود. ما هم آرزو می شویم... آرزوهایمان را خیلی دوستدار هستیم. ما دیروز ۱۴ ساله است اما فردا کیک خواهیم بود. ما امسال کلی شنگول خواهیم بود. آخر تولدمان شلوغ خواهد شد. اما جای چند نفر خالی  میماند گویا! آخر نخواهیم توانست دعوتشان کنیم مثل اینکه. ما کلا بسیار شاد هستیم زیرا  شمع کیکمان را با خاله زاده مذکرمان فوت خواهیم بود. آن خاله زاده ی مذکر تولشان را دیر تر خواهد بود از برای آن تولدش با تولد ما تصادف می کند. ۳۴ شمع روی کیک خواهد بود. ۱۴ تا از برای ما ۲۰ تا از برای خاله زاده ی مذکرمان.چه قدر خوش خواهد بود تولد اینجانبمان!!!!


پ.ن:۱- ما بسیار خرسندانه می باشیم زیرا کس خاصی در تولد ما در امسال حضور دارد!! البته نه از نوع فیزیکی!

       ۲- به شدت دلتنگ کادو، مهمانی، لباس اجق وجق، اینگونه زر زر کردن و امثال اینها بوده ایم.

       ۳- آرزویمان را نخواهیم گفت از برای آن که می گویند نگوییم به جای یکبار دوبار برآورده است!!

       ۴-

       ۵- آخی خسته شدم از بس شکسته ننوشتم!!! آخیش!!!

      ۶- اسم عروسکمو گذاشتم گریز چه چون شبیه نگاره!! نگارم که... گریزلی مهربان به شهر ما هم بیا!! نمیای؟

      ۷- خرمگس بازی های یک خرمگس  ۱۴ ساله! اصلنم دیوونه نیستم!

 

من باشم ... تو باشی و هیچی نباشه ....

بعضي وقتا ٫ بعضي شبا دلم مي خواد هيچكي نباشه .دلم مي خواد من باشم و تو باشي و يه عالمه سكوت

من باشم و تو باشي و يه عالمه حرف .من باشم و تو باشي و 4 تا چشم . من و تو با هم تو سكوتمون غرق شيم . بعد خدا ازون بالا 2 تا ستاره بفرسته پاييد ( آخه خدا غرق نجاته !‌)‌ . اما من و تو رو يك ستاره سوار مي شيم(1) . مي رسيم اون بالا. آن دور دور دور (2). دور دور . اونوقت يكي ازون فرشته ها مياد و تا مي خواد حرف بزنه خدا دستشو مي ذاره رو لبش و يه لبخند مي زنه (3).همه ساكت مي شن . آ خه خدام مي خواد من باشم و تو باشي و يه عالمه سكوت رنگارنگ . سكوت سياه .سكوت خاكستري . مي گم حالا اگه نشد من نباشم . آخه من تو ام ديگه. خوب تو باشي و تو باشي و يه عالمه سكوت . حالا اگه نشد تو ام نباش . آخه تو خود سكوتي ديگه . مي گم حالا هيچكي نباشه . سكوت باشه و سكوت  و يه عالمه سكوت .

حالام مثل هميشه . من نيستم . تو نيستي . اما يه عالمه سكوت هنوز اينجاست .


پ.ن : ۱ - با رعایت تمام شئونات اسلامی !

۲ - آن جا که خورشیدش رنگی دگر دارد ....

۳ - just one smile and i'm ready to die ... one smile and i'm cry...

۴- متن ادیت شده توسط خورشید :پی !