قالب !! زوری !! :دی !

سلام !
این پست راجع به وبلاگه و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد !
بچه ها نظر همتون مهمه !
خب :

 اول این که جمله برای زیر سرنوشت حبابی بگین !

دوم این که لینکای زیر رو ببینید و بگین که به نظرتون کودوم قالب برای وبلاگ قشنگتره !؟؟!؟!

خیلی مهمه ها ! !!!

سلام !
این پست راجع به وبلاگه و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد !
بچه ها نظر همتون مهمه !
خب :

 اول این که جمله برای زیر سرنوشت حبابی بگین !

دوم این که لینکای زیر رو ببینید و بگین که به نظرتون کودوم قالب برای وبلاگ قشنگتره !؟؟!؟!

خیلی مهمه ها ! !!!


شماره 1 :

http://payamsalami.persiangig.ir/templates/nevisandeh/nevisandeh-example.html

به خاطر آجر سه سانتي هاش كه مثل مال مدرسه است !‌


شماره 2 :‌

http://payamsalami.persiangig.ir/templates-2/classic/classic.html

به خاطر آبي بودنش !


 

شماره 3:

http://payamsalami.persiangig.ir/templates-2/mobile/mobile-example1.html

آبي بودن!


شماره 4 :

http://payamsalami.persiangig.ir/templates-2/loveis/example.html

نازه !‌:دي‌!


شماره 5 :
http://itblog.persiangig.ir/download/parvaz/parvaz-preview.html

آسمان !


شماره 5 :

http://mycomputer.persiangig.ir/template/ice/view-ice.htm

آبي‌!!!‌


شماره 6:

http://mycomputer.persiangig.ir/template/khaterat/view-khaterat-blogfa.htm
استيل قدريمي !!


 

شماره 7 :

http://connect.persiangig.ir/TEMP4BLOG/free/family/Blogfa.html
خيلي خندسسسسس !!!!


شماره 8 :

http://mycomputer.persiangig.ir/template/sky/view-sky.htm

آزاد‌!


شماره 9 :


http://blogt3mp.persiangig.ir/t-greysolitude/greysolitude.htm

همين جوري !


شماره 10 :

http://parsitheme.persiangig.ir/template/blogfa/parsee/blogfa-index.html


 



شماره 11 :

http://parham942.persiangig.ir/template/darkcity.htm

يه جوريه ! !‌يه جور خوب ! گنگ !‌


شماره 12 :

قالب خودمون!


شماره قالب هایی رو که دوست داشتین بگین !!! لطفا تنوع طلب باشین و همتون نگین همین قالبببب !!!!! چون من می گم ! :دی ! البته من خودم قالب  ۴ و ۷ و ۱۱ رو خیلی دوست دارم ! :دی !

اگرم چیزی نگین قالب ۴ رو می ذارم !!!!!!

من نفهمم...امضا...آدم             

من می روم               

می روم در این جاده

تنها

باشتاب

با سرعت تمام

و یادم می رود

و یادم می رود که مرا "اشرف مخلوقات" خطاب کرده اند

من می روم

من به دنبال یک هدف مثلا والا می روم

به خیال خودم برای انجام رسالتی بزرگ

برای انجام وظیفه

اما نمی فهمم

نمی فهمم چند نفر را زیر پایم مثل مورچه له کرده ام!

آخر من دارم به سوی یک هدف برای نجات جامعه ی بشری می روم!

این چند تا آدم خر کی باشند؟

من ارزشهایم را، اختیاراتم را، خودم  را نمی فهمم

کاش جایگاه خودم را می فهمیدم

مفهوم زندگی را...کاش...

من نمی فهمم

من "نمی اندیشم"

من به مسایل ریاضی فکر می کنم

من حتی به جدول مندلیف فکر میکنم...اما...

تا به حال نفهمیده ام چرا؟

من نمی اندیشم!

نمی فهمم!

نمی فهمم که پشت این چیزها اهدافی هستند

من بهشان بی توجهم...

و نخواهم فهمید

چون گرفتار جزییات هستم

چون من هنوز یک آدم هستم، نه "اشرف مخلوقات"

آدم یک اسم است

برای اینکه تشخیص داده شوم از گربه ها و سگ ها

همانطور که گرازها برای اینکه با بوفالو ها قاطی نشوند اسمی دارند، خب من هم یک اسم دارم

اما من حتی این تفکیک شدن از سگ ها و بوفالو ها را نمی فهمم

به من بگویید چرا من نفهمم؟

چرا؟

آهان

دلیلش را اول گفتم!

چون با شتاب، بی توجه و تنها می روم...

و چون خیلی چیز ها را از یاد می برم....

 


پی نوشت ها:

1-دست بزنین برام، بار اولمه که دارم "می نویسم"!!!

2-خودم از این آپ خیلی بدم میاد...چون نهایت کلیشه است...ولی نوشتم که همه به نا توانیم پی ببرن و توقع آپ از خودم رو نداشته باشن!

3-روم کار کنید پیشرفت کنم!

4-رومینا حالا فهمیدی من چقدر در گند زدن به مفاهیم استعداد دارم؟به خودت امیدوار شدی؟

5-لطفا فحش نکشید به جونم...به من ربط نداره که قلممون خانوادگی افتضاحه!

 6-من خودم از آپم هیچی نمی فهمم...

7-خیلی بده...تاکید می کنم...

من معتادم!

من درس نخواندم، وقتی توی آن اتاق مستطیلی نشستم و در را روی خودم بستم.  پنج تا کاغذ طراحی تا شده به عنوان کاغذ چرک نویس جلوی خودم می گذاشتم و حال می کردم که آن ها را سیاه کنم. وقتی یک کاغذ تمام می شد می رفتم سراغ کاغذ بعدی. لذت بخش بود. من که نوشتنم نمی آمد، با راه حل های ریاضی صفحه سیاه می کردم. روز قبل از امتحان با افتخار گفتم ریاضی را تمام کرده ام. ولی من هیچی بلد نبودم. به جای حل کردن مسئله های چرت و پرت، یاد گرفتم چه طور مرتب و زیر هم راه حل ها را بنویسم. فایده اش بیشتر است. مگر نه؟ سر امتحان عصبی بودم. کاغذ چرک نویس ندادند بی ... ها. مسئله ها را نمی فهمیدم. گند زدم. همه ی سوال ها را گند زدم. من به کاغذ چرک نویس معتاد شده ام... (1)


1-به نسکافه، چای و خواب بعد از ظهر هم اعتیاد دارم.

2-این چند وقت که نبودم اینترنتم توسط مامانم جمع شده بود.

3-بعد از امتحان ها یک هفته برای ریلکس کردن می روم شمال.

4-یگانه جان! اصولن پی نوشت ها بی معنیند.

5-من امروز با شال گل گلی از خانه بیرون رفتم، شالم شبیه باغچه ی کارتون " خونه ی مادر بزرگ " بود. گشت  ارشاد هم چیزی بهم نگفت.

6-خورشید درس خواندم ولی شرحش را بالا داده ام.

7-من پی نوشت نوشتن را بیشتر از متن نوشتن دوست دارم ، چون من معتادم !

8-من از تهران بدم می آید!

 

دیوار خاکستری !!!

ديوار هاي خانه ما خاكستريند ، يعني نه اين كه خاكستري باشند ها !

 ذاتن خاكستريند !‌

يعني ذاتشان اينست كه خاکستري باشند !‌

يعني كلن از وقتي بوده اند خاكستري بوده اند !‌

يعني اصلن بوده اند كه خاكستري باشند !‌

اگر روزي خدايي نكرده  در خانه ما چراغي روشن شود ديوار هاي خانه ما خاكستري زرد زنگ مي شوند .

شايد هم زرد مايل به خاكستري !‌
ولي نه !‌

گفتم كه !!‌ديوار هايمان اصلا بوده اند كه خاكستري باشند !‌

اگر شب باشد ديوار هايمان عزادارند !‌

يعني آن ها نخواسته بودند كه عزا شوند !‌

اما عزادار شده اند !‌
يعني آن ها زنده اند ها !‌اما عزا دارند !
‌يعني كه من صداي زجه هايشان را مي شونم !‌
آن ها خيلي سر و صدا دارند !‌

اگر هوا باراني باشد ديوار هاي خاكستريمان خسته رنگ مي شوند !‌

يعني اين كه خيس مي شوند  و خسته !‌
يعني من همش مي ترسم كه نكند آن ها روي سرمان خراب شوند !‌

آهر آن وقت من هم خسته رنگ مي شوم !‌
مادرم مي گويد خسته رنگ هيچ وقت پاك نمي شود !‌

حتی با اتو شویی !!!!!

من حوصله ندارم ‌!‌
حوصله غر هاي مادرم را مي گويم !‌

اگر روزي سايه تو روي ديوارهايمان بيفتد ،،،،،،،‌ديوار هايمان سفيد مي شوند .

يعني رسمن رو سفيدشان مي كني‌!‌

حالا كه چشم هايم را بازمي كنم مي بينم مثل اين كه هنوز رسمن بوده اند كه باشند ،‌آن هم خاكستري‌!‌


پ.ن : اهم اهم !! :دی شرمنده این ایده رنگاش ماله خورشیده ! :دی !

۲ - خاکستری ؟!؟! نه !!! دروغ می گی !!!!

تعظیم کن...!

تعظیم کن..!

صَ--صَحنه تمام مالِ تو است!

نـَ--نَمایشِ جالبی بود....

آفرین!

....!

اینکه--مَ--مَن---

هاه..!

مُ--هِم--نیست--ت!

اینکه تو--تو...

اونجا--

--تنها--ا--

رویِ--صَ--صَحنه...

لَ--لَعنتی...!

چـِ--چِقدر قَ--شَنگی!

هم--همون ج--جا..!                             

 اِ...؟

هنوز که تَ--تَعظیم--نکردی-؟

تَ--تَعظیم کن ...!

دَ-دَست بزنید برایش..!

با یِ--یِک دور دیگر تشویق چطوری؟...

پـَ--پَنج دقیقه دیگر می--می مانم تا--تا ببینیم--م ---

چـِ--چِکار می کنی...؟

بـ--بهت گُ--گُفته بودم ز--زشت می شی وقتی گِ--گِریه می کنی...

نه...نکن!

گِ--گِریه ،

نکن!

بعد از این حَر-فا--ا ،

اجرایِ خو--خوبی بود!

وا-واقعا با--باور کردم خودتی...

وَ--وَلی!

حـِ--حِیف!

پرده ها دارن--بَ-بَسته می شن..!

اجرای خوبی بود

خـَ--خَسته نباشی!

ای-این--آ--آخرین--پِ--پیک--به افتخارِ-- قَ--قَهرمانِ صحنه!

....!

 

 

چی--ی..؟

لو--لویی ِ شا--شانزدهم..؟...

آخ آخ آخ...

 ها ها

یـ--یک خی-خیانتکار...

 

 

 

 

 

 


 

 کا--کات!