مدرسه ی دوست داشتنی ما :-&
خورشید می خواستم یک خواهش بکنم؟ می شود معلم علومتان را پست کنید ایران؟؟ ما شدیدا به یک معلمی که گیجی ویجی برود نیازمندیم. هر دفعه که می خواهم چیزی سر کلاس بنویسم معلم ها می بینند و تذکر های بی اثر می دهند. اگر معلم ها چیزی نگویند نوژا جان لطف می کند به من می گوید تو خسته نمیشی اینقدر می نویسی؟! یادم بنداز بعدا یک عکس از نوشته هایم را برایت بفرستم.
سر کلاس شیمی که تا می آیم چیزی بنویسم آقا بزرگی می گوید:« قانون پایستگی انرجی می گوید....» خدا را شکر آقا بزرگی معلم ادبیات نیست وگرنه بعضی کلمات را خیلی رکیک تلفظ می کرد.
سر فیزیک که تا می آیم چیزی بنویسم طالبی با عرض معذرت،....، جیغ می زند :« رومینا تخته را نگاه کن»، و کلا امسال بیشتر از پارسال لج می کند با من... خوش به حالم! چه قدر محبوبم.نه؟
سر ریاضی محزون می آید بالا سر من می ایستد که مواظب باشد کار خلافی نکنم. کارهای خلاف: دست تو دماغ کردن، فحش دادن ، تف کردن، نقاشی کردن و گناه کبیره نوشتن!!!
سر حرفه ، خدا از سر تقصیراتم بگذرد، معلممان شبیه آدامسی است که با انگشت شست رویش فشار داده باشند. و لازم به ذکر است که سر کلاس مهدیه اینا گفته 14 سالی می شود تو تیزهوش درس داده. باقیه اطلاعات در مورد محل تدریس و ... در دست نیست. خلاصه هر چی می شود منفی می گذارد. گیر هایش هم غالبا این هاست: چرا نفس می کشی؟ چرا نگاه می کنی؟ چرا کتابت بازه؟ و از این قبیل.
سر جغرافی معلممان شوت می زند. و کلا آنقدر صدایشان روی اعصاب اسکی می کند که دیگر قوه ی ادراک از کار می افتد و نمی توان چیزی نوشت.
سر ادبیات که نمی شود. خودم دوست دارم گوش کنم. و کلا معلممان هم خوب است.( نگار هر فحشی الان داری میدی خودتی)
سر ورزش که قربونش برم بخشی زاده با لحن حرف زدنش فقط می خنداند آدم را پس سر ورزش هم نمی شود.
سر قرآن نافذ کلام بی تعادل روانی اول می خندد بعد جیغ می زند بعد فحش می دهد بعد قهر می کند و اگر چیزی از دستم بگیرد منفی می دهد.
سر هنر می خواهم ام پی 3 گوش کنم پس نمی شود.
سر عربی تقویان خل و چل هنوز اسمم را یاد نگرفته و جایم را سرکلاس عوض کرده که شلوغ نکنم .هه!! زهی خیال باطل!!! سر عربی می نویسم معمولا. اگر معلم ببیند هم چیزی نمی گوید.
سر زبان کتاب می خوانم ، آهگ گوش می کنم یا اس ام اس بازی می کنم.
سر زیست نگار اعصاب و روان برایم نمی گذارد .مغز نداشته ام از کار می افتد و کاری نمی توانم بکنم.
سر تاریخ، سر درس به این مقدسی که آدم کار دیگری نمی کند.
سر انشا اول صبح است. خوابم می آید ، می خوابم.
سر دینی رحمتی مچ می گیرد و با این که منفی نمی دهد اما آدم را شرمنده می کند.
و توی خانه هم که وقتم یا به خوابیدن می گذرد یا به خوابیدن!! مامانم هم شاکی می شود می بیند دارم چیزی می نویسم! حالا شما بگویید من باید کی بنویسم؟؟
به پست نگار این زیر نظر بدین.